تبلیغات
var mihanpop_user_id = 137; نقش هستی ܓ✿ܓ♥●•٠·˙ - دنیای کودکی
بسم الله الرحمن الرحیم ولله مُلکُ السَموات ِوَ الارض والی الله المَصیر آیه43 النور

پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت رابه پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را سازکن
بازهم با خنده ات اعجاز کن

پابکوب ولج کن وراضی نشو
با کسی جزعشق همبازی نشو

بچه های کوچه راهم کن خبر
عاقلی را یک شب ازیادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادرنماز پولکی

طعم چای وقوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تكرارمان

مادری ازجنس باران داشتیم
درکنارش خواب آسان داشتیم

یا پدراسطوره دنیای ما
قهرمان باورزیبای ما

قصه های هرشب مادربزرگ
ماجرای بزبزقندی وگرگ

غصه هرگزفرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هرکسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هربچه قدری تیله بود

ای شریک نان وگردو وپنیر!
همکلاسی! بازدستم رابگیر

مثل تودیگرکسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟

حال ما راازکسی پرسیده ای ؟
مثل ما بال وپرت راچیده ای ؟

حسرت پروازداری درقفس؟
می کشی مشکل دراین دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست؟
رنگ بی رنگیت اسیررنگ نیست؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟
آسمان باورت مهتابی است؟

هرکجایی شعرباران را بخوان
ساده باش وبازهم کودک بمان

بازباران با ترانه،گریه کن !
کودکی تو،کودکانه گریه کن!

ای رفیق روزهای گرم وسرد
سادگی هایم به سویم بازگرد!






کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود
شب که می شد نقشها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود




طبقه بندی: دنیای کودکی،

تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : علیزاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.